درباره اراک

اراک یکی از کلانشهرهای ایران و از بزرگترین شهرهای مرکز ایران و مرکز استان مرکزی و شهرستان اراک است. جمعیت اراک در سال ۱۳۹۰ خورشیدی برابر با ۵۲۶٬۱۸۲ نفر بوده که از این نظر قطب جمعیتی استان مرکزی و چهاردهمین شهر پرجمعیت ایران به حساب میآید.
از سده دوم اسلامی ناحیه میان همدان، ری و اصفهان عَراق نامیده شد که بعدها برای تمایز با عراق عرب آن را عراق عجم نامیدند. عَراق معرب اراک است. اراک نسبت به بسیاری از شهرهای ایران، شهر جوانی محسوب میشود. این شهر در دوران قاجار بنیان گذاشته شده و کمی بیش از دو قرن قدمت دارد.
نام شهر که ابتدا قلعهای نظامی در کنار روستای کرهرود بود قلعه سلطانآباد، بعد سلطانآباد عراق و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به اراک تغییر نام داد. بانی شهر اراک یوسفخان گرجی معروف به سپهدار بود که شهر را در طول چند سال و با هزینه ۲۰۰٬۰۰۰ تومان ساخت. در شهر جدید تمامی تأسیسات شهری از قبیل قنات، حمام، آبانبار، مسجد، مدرسه، سقاخانه، بازار و ارگ حکومتی ساخته شد. با رونق گیری اقتصاد شهر و عبور راهآهن سراسری از شهر، مهاجرت به شهر افزایش یافت.
شهر اراک دارای زمستانهای سرد و مرطوب و تابستانهای گرم و خشک است و کوههای اطراف شهر، تالاب میقان و دشت فراهان بر آب و هوای آن تأثیر میگذارند. شهر در میان پایکوههای داخلی رشتهکوه زاگرس قرار دارد و از جمله شهرهای امن از نظر لرزهخیزی است که احتمال وقوع زلزله بالای ۵ ریشتر در آن بسیار ضعیف است.
مردم شهر اراک عمدتاً مسلمان و پیرو مذهب شیعه هستند، زبان مردم، فارسی با لهجه اراکی است.
اراک یکی از شهرهای صنعتی ایران است که از لحاظ گوناگونی محصولات صنعتی، نخستین، از لحاظ وجود صنایع مادر، دومین و به طور کلی چهارمین قطب صنعتی کشور محسوب میشود. این شهر به واسطه وجود صنایع مادر، تولید ۸۰٪ تجهیزات انرژی کشور، وجود بزرگترین کارخانه تولیدکننده آلومینیوم کشور و وجود بزرگترین معدن سدیم سولفات کشور، بهعنوان پایتخت صنعتی ایران شناخته شدهاست و به همین دلیل یکی از آلودهترین شهرهای ایران است.
طرح جامع کاهش آلودگی هوای اراک از جمله طرحهای ملی است که برای کاهش آلودگی شهر به تصویب رسید، اما اجرای ضعیف آن بعد از چند سال باعث شد تا مردم اراک در سال ۱۳۹۲ خورشیدی به مدت ۱۸ هفته تجمعات اعتراضی نسبت به وضع موجود برپا کنند. ترافیک و گرانی مسکن از جمله مشکلات دیگر این شهر است.
از لحاظ گردشگری، قدمت بیشتر بناهای تاریخی اراک به دوره قاجار (فتحعلی شاه )بازمیگردد. از مهمترین صنایع دستی شهر، قالی اراک است که در گذشته اهمیت و اعتبار فراوانی داشته است و رقیب قالی کرمان بود.
اقلیم شهر اراک
شهر اراک ویژگی اقلیمی فلات مرکزی ایران (زمستانهای سرد و مرطوب و تابستانهای گرم و خشک) را داراست. کوههای پیرامون اراک، تالاب میقان و دشت فراهان در آب و هوای این منطقه اثر کرده و ویژگیهای خاصی به آن بخشیدهاند. ابرها و جریانهای غربی در پاییز و زمستان بیشتر رطوبت خود را در کوههای غرب منطقه از دست میدهند و در زمستان جبهه سردی هوای اراک را اشغال میکند که بر اثر ارتفاعات پیرامون و فشاری که تالاب میقان بر هوا وارد میکند، زمان زیادی در منطقه میماند.
مشاهیر
از جمله مشاهیر و نامداران شهر اراک میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
آقا ضیاءالدین عراقی فقیه و مجتهد شیعه
آقا نورالدین عراقی از مجتهدان و از مراجع تقلید شیعه
آقا محسن عراقی از مجتهدین دوره قاجار و واقفان بزرگ شهر
آیة الله شیخ محمد سلطان از مجتهدین اراک واز شاگردان آخوند خراسانی و صاحب حاشیه مفصل بر کفایة آخوند خراسانی
محمود صناعی شاعر، مترجم، روانکاو و نظریهپرداز مباحث تربیتی و روانشناسی
محمدمهدی فولادوند استاد الهیات دانشگاه تهران و از مترجمان قرآن و نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه به زبان فارسی
آیت الله اراکی فقیه، مرجع تقلید شیعه
مصطفیقلی بیات (صمصام الملک) سیاستمدار و از بنیانگذاران کشاورزی نوین ایران و مؤسس دانشکده کشاورزی کرج و مؤسس دبیرستان پسرانه صمصامیه در اراک
حبیبالله ذوالفنون معروف به شیخ حبیبالله ذوالفنون دانشمند ستارهشناس و تقویم نگار که در زمینههای ادبیات، ریاضیات و تفسیر قرآن نیز فعالیت داشت.
قادر عبدالله نویسنده معروف ایرانی مقیم کشور هلند
محمد خزائلی ادیب، مؤسس اولین آموزشگاه شبانه در ایران و آموزشگاههای ویژه نابینایان (زاده شده در کرهرود)
مهران مدیری خواننده، بازیگر و کارگردان طنز ایران (زاده شده در تهران)
جاذبههای طبیعی
جریان سرچشمههای قره چای (رودخانه شراء و مهاجران) درغرب شهرستان اراک به علاوه وجود مناطق سرسبز در حواشی این رودخانه و همچنین اقلیم کوهستان و نقاط مرتفع جهت کوهنوردی، این قسمت از شهرستان اراک را از سایر مناطق جدا نمودهاست.
چشمه چپقلی
چشمه کیخسرو (سراب حک)
چشمه دوروزن آب روستای چناس (چشمهای فصلی بوده وتا اواخر بهار آب دارد وشدیدا تحت تأثیر بارش باران و برف است. این چشمه و چشمههای دیگر این روستا سرچشمه اصلی رودخانه اراک میباشند.)
چشمه سراب چناس (چشمهای دایمی بوده و فقط در خشکسالیهای شدید بی آب میشود)
چشمه سیلی چناس (چشمهای فصلی بوده و تا اواسط بهار آب دارد و شدیدا تحت تأثیر بارش باران و برف است)
چشمه دره چناس (این چشمه در میانهٔ کوه غربی دشت دربند چناس قرار دارد که در تمامی فصول سال آب دارد. عجیب است که در بالای کوه همیشه آب دارد.)
چشمه آب رضا آباد در امامزاده سهل ابن علی
چشمه آب عمارت واقع در ۴۰ کیلومتری اراک بعد ازروستای هفته که در تمام فصول سال آب دارد
امامزاده شاهزاده محمد حصار بعد از روستای هفته در ۴۰ کیلومتری اراک
باغ اربابی واقع در روستای هفته در ۴۰ کیلومتری اراک
چشمه کیخسرو واقع در روستای حک بالا
شهرستان اراک به خاطر گسترش سازندههای آهکی و دولومیتی، محل تشکیل غارهای بسیاری بودهاست:
غارقلعه جوق و مقبره اسرارآمیز آن
غار سفید خانی
غار انجدان
غار آسیلی
غار کل چناس (این غار ورودی کوچکی دارد که ده متر نشسته باید رفت سپس به تونل بزرگ شیبداری میرسد در انتهای سمت چپ راه باریکی دارد که به قسمت اصلی غار میرسد.این غار تا اوایل بهار آب دارد. ازحیوانات این غار خفاش را میتوان نام برد)
ایوان غار کل چناس (این یک غار کوچک است که به علت ارتباط با غار کل به ایوان غار کل معروف است. شکارچیان در زمستان در این ایوان استراحت میکنند.)
غار برآفتاب روستای چناس (این غار در بالای کوه برآفتاب قرار دارد.این کوه سه غار دارد که یکی از اینها درون صخرههای نوک کوهاست)
برآفتاب چناس (این کوه در قسمت غربی روستا قرار دارد و آفتاب صبح به آن میتابد)
گورآب چناس (این کوه در قسمت شرقی روستا قرار دارد وهنگام صبح سایهٔ این کوه بر روستا باعث اختلاف دمای آن با روستاهای مجاور میباشد)
میشو چناس (این کوه بلندترین کوه آنجا بعد از اشترانکوه میباشد و فصول زیادی از سال برف دارد ارتفاع این کوه ۲۹۲۵ متر از سطح دریا میباشد)
کوه غار یا شاه نشین چناس (این کوه به علت وجود غاری در آن کوه غار نام گرفتهاست. غار این کوه تمام سال آب دارد و شکارچیان زیادی برای شکار به این چشمه میروند)
کوه غاغان (این کوه در قسمت غربی اراک قرار دارد و آفتاب عصر به آن میتابد)
آداب و رسوم شهر اراک و استان مرکزی
جشن و مراسم بیل گردانی:
جشن بیلگردانی که در منطقه نیمور محلات مرسوم است و از جشنهای باستانی و پهلوانی محسوب میشود، ارتباط تنگاتنگی با کشاورزی و زمان آبیاری مزارع این منطقه حاصلخیز دارد و نشانهای از ستیز انسان با طبیعت محسوب میشود.
زمان این جشن در آغاز فصل زراعت بهاره بوده و گروهی از مردان کشاورز برای لایروبی شاجوب یا نهر بزرگ نیمور که از محل سر انحرافی باستانی نیمور از رودخانه انارآباد (قمرود) اقدام میکنند. این عملیات لایروبی تا یکماه به طول میانجامد و هنگامی که آب نهر به نخستین انشعاب خود که در زبان محلی وارگو نامیده میشود میرسد، مردم منطقه جشنی سنتی که یادگار سنتهای پهلوانی است، برگزار میکنند. این مراسم که بیلگردانی نام دارد، در میدان اصلی نیمور انجام میشود. که از سال ۸۹ به عنوان میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است.
مراسم کوسه ناقالی (ناقالدی):
گویند حضرت موسی (ع) در چهلمین روز از زمستان به گله گوسفندان خود سر میزند و با حیرت مشاهده میکند که تمامی آنها دو قلو زاییدهاند. آنگاه به آغل خود میرود و به رقص و پایکوبی میپردازد و شکر خدای را به جای میآورد. از آن پس هر سال حضرت موسی (ع) و مردم این روز میمون را جشن میگیرند و به رقص و پایکوبی مشغول میشوند. این جشن سالها بعد به جشن «چوپانان» معروف شد.
چهل روز از زمستان گذشته و پنجاه روز مانده به فصل بهار و نوروز، گروه کوسه که از چوپانان تشکیل میشدند به میمنت شکستن کمر سرما و زمستان جشن کوسه ناقالی را برگزار میکردند. گروه کوسه معمولاً متشکل از سه یا چهار نفر بودند و هر یک بنا بر مهارت و توانایی نقش ناقالدی، عروس ناقالدی و یا تگه (بز نر) را به عهده میگرفتند. دختر بچهها و پسر بچهها نیز به عنوان توبرهکش (جمع کننده هدایا) آنان را همراهی میکردند.
عقیده بر این بود که ناقالدی باید فردی توانا باشد و اگر سال جاری سالی میمون و پر برکت میشد، سال آینده نیز همان فرد را ناقالدی میکردند. کوسه جبه بلندی را وارونه میپوشید و زنگولههایی به آن آویزان میکرد و زنگولههایی هم به دستان و زانوان خود داشت. صورت را سفید میکرد و یک تکه پوست بزغاله هم به سر میکشید که در آن سوراخهایی برای دیدن و نفس کشیدن تعبیه شده بود. کمربندی از ریسمان و یا چرم پهن و یا پارچهای به صورت شال به کمر میبست و به آن زنگولههایی میآویخت. پاپیچ مخصوص چوپانان به پا و چوبدستی به دست داشت.
زن کوسه یا عروس پیراهنی زنانه بر تن و چادری به سر داشت و هفت قلم آرایش شده بود و کفشهای زنانه (گالشهای لاستیکی) به پا میکرد و زنگولههایی به خود میبست ـ معمولاً این نقش به عهده نوجوانان پسر بین دوازده تا شانزده ساله بود. «تکهها» دو نفر بودند و هر یک با بوقه و یا جارو دو شاخ بر سر میبستند و چند زنگوله و توبره یا سطلی برای جمعآوری هدایا به همراه داشتند. دسته کوسه به همراه گروه نوازندگان که ساز و دهل میزدند و عدهای به ویژه کودکان و نوجوانان که آنها را همراهی میکردند، در کوچهها به راه میافتادند.
کوسه در پیشاپیش گروه حرکت میکرد و با باز و بسته کردن دستها و تکان دادن بدن خود صدای زنگولهها را در میآورد. کوسه به در هر خانه که میرسید، وارد آن خانه میشد و بقیه نیز از پشت سر وارد میشدند. کوسه یک راست به سراغ طویله گوسفندان میرفت و با چوب دستی خود به در طویله ضربه میزد. با این اعتقاد که شگون دارد و موجب آمدن خیر و برکت و باروری و زایش گوسفندان و بزها میشود. سپس زنگولهها را دوباره به صدا در میآورد و میخواند.بعد از آوازخوانی کوسه، تکهها با هم چوب بازی میکردند و عروس تکه با هم میرقصیدند. گاهی هم کوسه با یکی از تکهها کشتی میگرفت که نشانه رقابت بر سر عروس بود. در این کشتی کوسه شکست میخورد و غش میکند.
جشن سده:
پنجاه روز به عید مانده، در روستای «یکه چاه» محلات مراسمی برگزار میشود که نام به خصوصی ندارد، ولی با زمان جشن سده برابر است. ابتدا سه کپه آتش روشن میکنند و از روی آن میپرند. بعد آتشها را با چوب به روی پشت بام پرتاب میکنند و میخوانند: سده، سده ما قوچای رنگی تو، گله ما
زبان شهر اراک
پیش از بنای شهر اراک، مردم مناطق پیرامون به گویشهای گوناگونی مانند تاتی در منطقه وفس سخن میگفتند. پس از بنای شهر اراک و مهاجرت مردم مناطق پیرامون به شهر تازه، این گویشها با یکدیگر درآمیختند و گویش ویژهای بهوجود آوردند، تا زمانی که با پیدایش رسانههای جمعی این گویش رو به نابودی نهاد و امروزه شهروندان اراک تا اندازهای بی لهجه بوده و کتابی یا تهرانی سخن میگویند، ولی در روستاهای پیرامون و خود شهر زبان پیرمردان و پیرزنان همان لهجهٔ قدیمی است.
